ارسالها: 487
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
102
در عین داشتن قدرت ناتوان بودن.امروز عاجز وناتوان واقعی منم که ذر برابر هرچیزی که ابغادشخصیتی جسمانی روحانی وروانی منوبه کنترل خودش ذربیاره عاجزم(مواد مخدرونواقص و...)
الهی بینایی ده که در چاه نیفتیم...
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
در تعریف کلی : عاجز کسی است که بر خلاف اراده خود کاری را انجام می دهد و مترادف آن : نداشتن کنترل ، از دست دادن کنترل و نداشتن حق انتخاب است . در مورد مواد مخدر : عاجز کسی است که حق انتخاب و کنترلی بر روی نوع مواد مصرفی ، زمان مصرف ، مقدار مصرفش ، محل مصرف و دوستان هم مصرفی اش ندارد .
من در زمان مصرفم با هضم این کلمات مشکل داشتم ، برای من این طوری جا افتاده بود که باید همیشه خودم را قوی و نفوذ ناپذیر نشان بدهم ! در حالی که کم و بیش اثرات مخرب اعتیاد را در زندگی ام می دیدم ! در همه حال سعی می کردم خودم را مسلط بر امور نشان بدهم چون به نظر من عاجز کسی بود که دچار نقص عضو ظاهری و یا روانی است ! مسلما افرادی از این دست همیشه نیازمند توجه و مراقبت دیگران هستند و من این را نمی خواستم ! در گذشته وقتی که در سخت ترین شرایط جسمی و روحی بودم حاضر نمی شدم خودم را عاجز نشان بدهم - تنها مورد استثناء زمانی بود که خمار بودم آن موقع عاجز که سهل بود برای رسیدن به مواد مخدر هر کاری می کردم .
واقعیت این است که درک درستی از عجز برای من - به عنوان معتاد در حال بهبودی - هنوز هم میسر نیست . در طی چند سال گذشته بارها و بارها قدمها را مرور کردم و هر بار در قدم اول به عجزهای بیشترم پی بردم . هر چه بیشتر جلو می روم خودم را در مقابل ضعف های اخلاقی و وابستگی های ناسالم دیگرم کوچکتر و عاجزتر می بینم .
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
ناتوانی در برابر توانایی ها
ما در کذشته عاجز بودیم چون توانایی درست زندگی کردن را راشتیم ولی اجبار به مصرف اجازه نمیداد
امروزم عاجزیم چون میتوانیم خیلی از کارهای گذشته را انجام بدیم ولی چون خواهان بهبودی هستیم چشم پوشی میکنیم
وعاجز خواهیم بود چون به دنبال ارامش هستیم وبازهم خیلی از کارها میتوانیم ولی انجام نمیدیم
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 34
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
فقدان توانایی و اراده شخصی
نیروی محرک ما در زندگی از کنترل ما خارج شده بود ، من عاجز بودم به این دلیل که هیچ چیز به جز مواد مخدر قادر نبود مرا وادار به این همه خطا و گناه کند. من عاجز بودم به این دلیل که به انجام کارهایی دست می زدم که دقیقا بر خلاف عقایدم بودند. من عاجز بودم به این دلیل که وقتی از روی بیماریم عمل میکردم کاملا تغییر شخصیت می دادم (بی رحم بودم - بی اراده بودم- بی محبت بودم- مغرور بودم- متکبر بودم - حسود و دارای نواقص شخصیتی و اخلاقی بی شمار بودم، ظاهری آشفته داشتم - زندانی میشدم- بهم ریختگی داشتم- نامنظمی داشتم- نیمه تمام گذاشتن کارها را داشتم – ترورشخصیت و بوجودآمدن زمینه های منفی در تمام امور نمایان بود
آخه هر چقدر بنویسم تموم نمیشه[img]images/smilies/huh.gif[/img]
ارسالها: 9
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
عاجز به كسي كفته ميشود كه در شرايط عادي و برابر با ديكران قدرت ادامه زندكي را نداشته باشد و ناتوان در اداره موثر ميباشد. جند سال قبل در جاده برف شديدي به بارش كرفت كه مجبور به ادامه رانندكي بودم بعد از نيم ساعت جاده بشدت لغزنده شد با سرعت خيلي بايين حركت ميكردم كه ماشين جلويي من شروع سر خوردن كرد ومن مجبور شدم با روي ترمز بكزارم و انجا مفهوم عاجز برايم كاملا قابل درك بود من با تمام توان و اراده ام قصد داشتم كه ماشينم را كنترل كنم ولي نيروي محرك خارج از توان واراده من بود و ماشينم بسرعت دور خودش جرخيد تا رفت داخل جاله هاي كنار جاده و من عاجز از نجات دادن جان خودم و همراهانم بودم
ارسالها: 3
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
من هميشه فرق ميذاشتم بين خودم با بقيه حالا اينو فهميدم ولي هنو ز عاجزم يعني اگه در موقعيت قرار بگيرم اگه شرايط مهيا باشه اعصابم خراب باشه كنترل ندارم برام دعا كنيد
ارسالها: 6
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Jan
عاجز کسی است که بر خلاف اراده خود کاری را مکررا انجام دهد...من زمان مصرفم با اگاهی کامل از اینکه میدیدم مواد مخدر
چهره ام.دندونهام.اعتبارم.آبروم.و... رو از بین برده ولی باز هم به مصرف ادامه میدادم...الان هم با اینگه من قطع مصرف کردم و مواد در زندگیه من جایی نداره اما نسبت به خیلی از نقص هام عاجزم
ارسالها: 487
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
102
عاجز یعنی :
ناتوانی در عین توانایی...
ارسالها: 2
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2017Apr
عجز در معنای لغوی یعنی ناتوانی و عاجز یعنی ناتوان و درمانده
عجز یعنی ناتوانی و درماندگی دبرابر انجام ندادن کاری که برخلاف اراده ام باشد و درصورت انجام من را در تضاد با خود واقعیم قرار بده.
خواستن و نتوانستن.
سوال میگه مهدی درک ناتوانی ها بکن ، دیگ زور نزن که باز ناتوانی و درماندگیتو تکرار کنی
درک ناتوانی ها بکن تا توانمند بشی . میگ تسلیم باش.
عاجز کسیه که یک کارو صد بار میکنه میدونه اشتباهه نمیخواد انجامش بدهدولی از انجام ندادنش عاجزه
من نمیخوام تنبلی ، لذت جویی،چش چرونی کنم ولی باز انجام میدم پس دربرابرشون عاجزم
من میخوام دیگران و جامعه رو تغییر بدم ولی نمیتونم پس دربرابر اونا عاجزم
دربرابر مواد عاجزم چون نمیتونم کنترلش کنم ، دربرابر جنس مخالف عاجزم
در برابر کله خودمحور و افکارم عاجزم چون نمیتونم یکار درست باش انجام بدم
پس دیگ نجنگم و زور نزنم که اینبار میتونم
ادم کر دوس داره بشنوه ولی نمیتونه (خواستن و نتوانستن) پس از شنیدن عاجزه
دوس دارم سیگار نکشم ولی نمیتونم دربرابرش عاجزم.
اگ بخوام هربار سیگار و مواددو رابطه احساسی و تکرار کنم که من میتونم کنترل کنم ، چیزی نمیشه، بلکه دیگ توان جنگیدن و ندارم ، بارها نشد . پس عجزمو دربرابرذاونا میپذیرم
پس مهدی دربرابر لذت جویی، مصرف مواد، مصرف کنندهد، مکان مصرف، تغییر دیگران ،گذشته عاجزی
پس تسلیم باش. دربرابر بیماری عتیاد عاجزم
ب تنهایی محکوم ب فنا هستی..
اعلام نیاز کن
..
ارسالها: 10
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2017Apr