امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
3-آیا خداوند را در زندگی خود کنار گذاشته بودید؟(مثال بزنید)
#1
آیا خداوند را در زندگی خود کنار گذاشته بودید؟(مثال بزنید)
پاسخ
#2
برای ما مطرح نبود که خدا باشد یا نباشداگر درک درستی از خداوند داشتیم معتاد نمی شدیم ونیاز به مواد مخدر نداشتیم یا در زندگی وابسته رابطه های مختلف مثل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمی شدیم. امروز خداوندی را قبول می کنم که خودم درک می کنم نه خدایی که در کودکی به من القا کردند خشمگین ومجازات كننده .امروز نیروی برتر من بخشنده ومهربان است وبه من اجازه اشتباه می دهد.(وقتی که من از خداوند بترسم که مرا بخاطر کارهایم تنبیح کند یقینا نمی توانم با او رابطه بر قرار کنم ومحدودیت برای خود می گذارم وبا این روند به مرور خداوند را در زندگی کنار گذاشته بودم ونمی توانستم به او اعتماد کنم).
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
                                  من  اون روز سفید می پوشم
                                                                 وتو سیاه
پاسخ
#3
راستش را بخواهم بگویم ، قبلا هر وقت از همه جا ناامید میشدم و کاملا احساس بدبختی میکردم ، به یاد خدا می افتادم و از او کمک میخواستم ! معمولا نتیجه هم میگرفتم ( زیرا رفتن به سمت خدا ، بخشی از سلامت عقل ما را برمیگرداند ). اما وقتی کارم راه می افتاد ( از نظر مادی و معنوی ) دوباره خودمحوری هایم اوج میگرفت! و خدا را کنار میگذاشتم...

وقتی به انجمن آمدم رابطه مادی من با خدا تبدیل شد به رابطه معنوی و روحانی...به این باور رسیدم که خدا همیشه مرا دوست دارد و بهترین ها را برای من میخواهد و تحت هر شرایطی هوای مرا دارد ( چه از او اطاعت کنم یا نکنم مرا حمایت میکند ) من به این درک رسیدم که اگر نخواهم زندگیم را به خدا بسپارم در نهایت ضررش به خودم برمیگردد و به خداوندی خدا هیچ آسیبی وارد نمیشود! لجبازی من با او ، فقط برای من ، بدبختی و فلاکت می آورد و چیزی از او کم نمی کند!

در حال حاضر سعی میکنم ، رابطه خوبی با نیروی برترم ( خدا ) داشته باشم ( معمولا این رابطه دارای فراز و نشیب های زیادی است و البته طبیعی است ) چون میدانم که هیچ چیز مادی و معنوی در این جهان وجود ندارد که بتواند جای خدا را برای من پر کند! همچنین میدانم بریدن و قطع کردن این رابطه چقدر میتواند برای من خطرناک باشد!
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
                                  من  اون روز سفید می پوشم
                                                                 وتو سیاه
پاسخ
#4
در گذشته رابطه خوبی با خداوند نداشتم وخداوند را فقط در موقع مشکلات وگرفتاریها می خواستم ودرک خوبی از خدا نداشتم وبیشتر اعمال ورفتارم نسبت به خدا ظاهری بود وبرای حفظ شغل وموقعیت بود ولی اکنون با آشنا شدن با انجمن رابطه ام با خداوند بسیار خوب شده وخودم خدارا شناختم و خدارا دوست دارم وزندگیم را به سپرده ام وتوقع زیاد وبیهود از خدایم ندارم ودر کارهای خداوند فضولی نمی کنم ومی گویم هر چه خدا بخواهد.[img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/smile.gif[/img]
پاسخ
#5
بله - در گذشته به دلیل مصرف مواد و نداشتن سلامت عقل خداوند در زندگی من نقشی نداشت و خود نقش خداوند را بازی می کردم و تمام اطرافیانم بایستی طبق نظارت من رفتار کنن ولی حالا سعی می کنم با رعایت نسبی اصول روحانی خداوند شکر گزاری کنم و من دیگر نقش خداوند را بازی نکنم
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  15-چه حرکتی و اقدامی از جانب شما لازم است تا بتوانید بگویید ذر قدم سوم زندگی می کنید؟ mehdiast 5 13,278 2016-01-01، 09:04
آخرین ارسال: .masoomeh.
  7-مفهوم واقعی اتکا به خداوند آزادی وبی نیازی است.از نظر شما متکی بودن به خدا مفهومش چ mehdiast 2 14,017 2014-06-02، 05:49
آخرین ارسال: GOMNAM
  آیا میل و اراده شخصیتان ، موجب دردسرتان شده و برایتان اشکال به وجود آورده؟ چند مثال mehdiast 1 2,113 2014-06-02، 05:48
آخرین ارسال: GOMNAM
  4-درحال حاضر درک شما از خداوند چیست؟ mehdiast 2 12,859 2014-06-02، 05:45
آخرین ارسال: GOMNAM
  باانجام چه کاری میتوانید بگویید درقدم سوم زندگی میکنید؟ mehdiast 1 2,439 2014-06-02، 05:37
آخرین ارسال: GOMNAM

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان