ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
بله ، خود غیز قابل اراده بودن و از دست دادن اختیار زندگی دلیلی بر عاجز بودن من می باشد . ابتدا در مورد واژه عجز واکنش و عکس العمل نشان می دادم و همیشه فکر می کردم این کلمه در مورد افراد ترسو و ضعیف به کار می رود اما وقتی نگاهی به رفتارهای افراطی و اجباری خود و صدمات روحی و روانی که به خاطر وابستگی به خود زدم نیم نگاهی کردم فهمیدم به سادگی نمی توانم از رفتارهایم پرهیز نمایم و نیاز دارم عجز خود را به طور سلولی بر خودم ثابت کنم .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 34
موضوعها: 11
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
17
بله کاملا عاجزم....چون هنوز در حال تکرار رفتارهای اشتباه گذشته هستم و انتظار نتیجه متفاوتی را دارم...چون هنوز باور ندارم که عاجز بودن یعنی من نمی توانم ....می خواااهم اما قادر نیستم دست از یه سری ویژگي های رفتاری ام بردارم چون سالهاست دارم باهاشون زندگی میکنم و قدرتی بالاتر از من باید کمک کنه تا بتونم به سلامت عقل برسم
ارسالها: 672
موضوعها: 14
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jun
اعتبار:
302
بله ميدونم كه عاجزم ، .... ولي با اينحال به اين رفتار ها عادت كردم ..
.من نيازمند تسليم ام تا از كودا كمك بگيرم و بپذيزيرم كه وابسته هستم و بايد افكار و باورهايم را تغيير بدهم تا رفتارم تغيير كند .
خدا را دوست دارم ....
*********** ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين بخنداند ....
ارسالها: 1,425
موضوعها: 21
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
307
حتما عاجزم من در مقابل هر چيز وهرکس که بيماري منو فعال کنه عاجزم اقرار به اين که من عاجزم کافي نيست پذيرفتن عجز در مقابل بيماري به من کمک ميکنه تا تسليم باشم تا بتونم از وابستگي رهاي يادم.در کل عاجز بودن کافي نيست من بايد عاجزانه عمل کنم يعني سعي کنم تو شرايط قرار نگيرم چون بيمارم
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]