ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
وقتی به هوای دیدنت قلب ابرها هم تند تند میتپد …
یاد تو مثل چیزی شبیه یک قطره باران بر لب های خشک و ترک خورد ام لیز میخورد …
.
.
.
باران ببار …
ببار که شاید پس از بارش تو به یادش رنگین کمانی در دلم برپا شود !
.
.
.
باران که بند بیاید تازه خاطره شروع می کند به چکه کردن !
هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم …
می گویند باران رساناست ، شاید دستهای مرا هم به دستهای تو برساند …
::
::
دیشب خدا آهسته در گوشم گفت :
دیگه بسه ، بارانم از اشکهایت خجالت میکشد …
::
::
دلم باران میخواهد و چتری خراب و خیابانی که هیچگاه به خانه ی تو نرسد …
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
تو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمت
و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
نگاهم که کردى دلم پر گرفت
دلم غربت زنگ آخر گرفت
نگاهم که کردى سکوتم شکست
درون دلم عشق گوئى نشست
نگاهم که کردى زمان صبر کرد
دل آسمان را پر از ابر کرد
و بعد از نگاه تو باران گرفت
وعشقى درون تنم جان گرفت
نگاهم کن و باز با من بمان
تو,,حرف دل بى کسم را بخوان
نگاهم کن اى زندگى بخش من
و با قلبم از عشق حرفى بزن ....
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﻋﺠﺐ ﻋﺎﻟﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ !
ﺑﺎ ﺗﻮ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ، ﭼﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﺎﻋﺮﺍﻧﻪ ﺍﯼ
ﺩﺍﺭﺩ !
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ !
ﺧﺪﺍ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎ ،
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻣﺎ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﮑﻨﺪ
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
اران!
به روزگارِ من ببار
من از باورِ اینهمه فاصله بیزارم
من از دویدن
میان خودم و سایهها خسته ام
من از تقدیرِ گلی
که پشتِ پنجرهام نمیروید، غمگینم
بسیار غمگین
باران ببار !
بر این خانه
بر این کوچه
بر هیبتی بی وزن
بی زمان
بی ستاره
ببار
باران بخوان
با چشمهای بسته بخوان
این حرفها نه بیداری می طلبند
نه هوشیاری...
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
کاش وقتی آسمان بارانی است ، چشم را با اشک باران تر کنیم
کاش وقتی که تنها میشویم ، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم . . .
.
.
.
روزای بارونی قطره های بارون رو بشمار
اگه بند اومد روی رفاقت من حساب کن ، نه کم میاد و نه بند میاد . . .
.
.
.
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی
گرچه پاییز نشد همدم و همسایه من / به که گویم که تو باران زمستان منی . . .
.
.
.
میدانم که می مانی و از قلبم بیرون نمیروی
پس لااقل باران را بهانه کن ، دارد باران می آید . . .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
بزن باران...
سوختم باران بزن برپیکرم شایدتوخاموشم کنی
شایدامشب سوزش این زخم ها راکم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شایدتوخاموشم کنی..
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
نَم نَم باران ... تجسم یک خیال ... خَم شدن درخت بید ...
صدای رودخانه ای تنها ...
تصور تو رو را برایم تدائی کرد ... که ندیدمت" شنیدم .
(حامد جلیلی
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
باز باران باریدخیس شد خاطره ها.مرحبا بر دل ابری هوا .
هركجا هستی باش آسمانت آبی وتمام دلت از غصه دنیاخالی
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
هنوز هم
وقتی باران می بارد
تنم را به او می سپارم
میگویند باران رساناست
شاید یکی از این بارانها
دست مرا به دستان تو برساند
سلماز
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
ﺳﻮﺧﺘﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺷﺎﯾﺪﺗﻮﺧﺎﻣﻮﺷﻢ ﮐﻨﯽ
ﺷﺎﯾﺪﺍﻣﺸﺐ ﺳﻮﺯﺵ ﺍﯾﻦ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﺭﺍﮐﻢ ﮐﻨﯽ
ﺁﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﺳﺮﺍﭘﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ
ﭘﺲ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺷﺎﯾﺪﺗﻮﺧﺎﻣﻮﺷﻢ ﮐﻨﯽ
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست