ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
کتاب الکلی های گمنام می گوید یک زندگی متکی به اراده شخصی هرگز نمی تواند موفقیت آمیز باشد حتی اگر نیت ما خیر باشد چرا که در حال تضاد با کسی یا چیزی خواهیم بود بعضی از ما اراده قویی داشتیم و من هم از این قاعده مستثنی نبودم اما اراده به تنهایی برای حل مشکلاتم کافی نبود بلکه تلاش کردن و همت کردن و تجربه گرفتن و در نهایت اراده خداوند را جایگزین کردن به من کمک می کند .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 142
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014May
اعتبار:
35
بله من سعی میکنم و تمایل ب تغییر دارم ,چون تصمیم گرفتم ک مسیر زندگیمو تغییر بدم .
سعی میکنم تو زندگیم با رعایت قدم یک و تمرکز روی خودم ,با ذهن باز نقش و سهم خودمو تو زندگیم رعایت کنم و بقیه شو ب خداوند محول کنم.
برای اراده ام کارهای رو ک دوست ندارم انجام بدم تا ارده مو تقویت کنم.
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
بله.قبلا سعی می کردم همیشه با اراده کاری را انجام دهم و تا مدتی هم خوب پیش می رفت ولی کم کم قدرت اراده ام کم می شد و به اتمام می رسید ودر کارم شکست می خوردم.و همیشه جواب معکوس می گرفتم
.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
اره من این کار زیاد انجام داده ام وهمیشه هم شکست خورده ام اما بازم این تلاش نوع دیگه انجام میدهم فکر میکنم اگه این نوع تلاش بکنم موفق میشم که متاسفانه هر نوع تلاشی کردم تا حالا شکست خوردم من این چیز فهمیدم که فقط خداوند میتواند بهم کمک بکند و با اراده خداوند میتوانم پرهیز بگزارم یاتغییر بکنم.
ارسالها: 7
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015May
من تا حالا هرکاری کردم با اراده بوده ولی حالا به این نتیجه رسیدم که اراده به تنهایی کافی نیست یا اینکه تا الان با اراده فقط عارضه را از بین بردم در حالی که علت همچنان به قوت خود باقی بود
ارسالها: 30
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2016Mar
جنگ با وسوسه یک جنگ خسته کننده و فرسایشی است.پرهیز کردن به صرف اراده خودم همیشه بعد از مدتی شکست خورده. زور وسوسه زیادتر از قدرت اراده من است. فقط وقتی اقرار به شکست کردم و از جنگیدن دست کشیدم توانستم بدون وابستگی زندگی کنم. من از هر چیزی که بخواهد دوباره این جنگ را دوباره راه بیندازد فاصله گرفتم. هر وقت که ناخواسته وسوسه ای در من رخنه کرد بدان اقرار کردم و خودم را در معرض بهبودی قرار دادم تا تنهایی نخواهم با آن روبرو شوم.