ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم
قُل قُل قوری و قلیان و بساطی داشتیم
عطر آویشن، ردیف استکان های بلور
زندگی شیرین تر از چای نباتی داشتیم
مادری فیروزه تر از آسمان مخملی
سایه ی مهر پدر، ظهر صلاتی داشتیم
خانه ای گرچه کلنگی خالی از اندوه و غم
باخبر از حال هم شور و نشاطی داشتیم
نم نم چنگ و رباب و گلنراقی و قمر
هر شب جمعه که میشد سور و ساتی داشتیم
نرده های غرق پیچک، پله پله اطلسی
گام پاورچین و غرق احتیاطی داشتیم
شرشر فواره روی رقص ماهی های حوض
شور و شوق و خاطر پُر انبساطی داشتیم
ساده مثل آفتاب آمده از پشت کوه
بی خجالت لهجه ی اهل دهاتی داشتیم
حافظ از شاخه نباتش، سعدی از سیمین تنش..
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتی داشتیم
کارگردان! آنهمه عشق و صفا یادش بخیر
آخر ِ آن روزها ای کاش کاتی داشتیم
عکس ما را قاب کن هرچند با گرد و غبار
تا که خوشبختی بداند خاطراتی داشتیم
"شهراد میدری"
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
دلم برای تاب بازی تنگ شده
یادت هست؟
من روی تاب مینشستم و تو تابم میدادی
آن زمان انگار تمام دنیا زیر پاهایم بود
چه حس خوبی داشت تاب خوردنم، آن هم با دستان تو
ولی اینک دیگر تاب این را ندارم که به آن خاطراتمان فکر کنم
اینک از آن تاب، فقط چوبی شکسته و طنابی پوسیده باقی مانده
کاش دنیای تاب بازیهایمان این قدر کوتاه نبود.
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
سر کوچمون دیدم یه بچه داره گریه میکنه :
گفتم چی شده عزیزم :
داد زد و گفت : هیچکی با من بازی نمیکنه ...!
تو دلم گفتم : تو بزرگ شو
ببین چه بازی هایی که باهات نمی کنن
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
بچه که بوديم،
وقتي بستني مان را گاز مي زدند
قيامت به پا مي کرديم !
چه بيهوده بزرگ شديم ،
روحمان را گاز مي زنند
مي خنديم...
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 27
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
پا به پای کودکی هایم بیا
کفش هایت را به پاکن تا به تا
قاه قاه خنده ات را ساز کن
باز هم با خنده ات اعجاز کن
پا بکوب و لج کن و راضی نشو
با کسی جز عشق همبازی نشو
بچه های کوچه را هم کن خبر
عاقلی را یک شب از یادت ببر
طعم چای و قوری گلدارمان
لحظه های ناب و بی تکرارمان
قصه های هر شب مادربزرگ
قصه های بزبز قندی و گرگ
غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت