انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: عاشقانه زيبا
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
چقدر ساده ایم
لبخند آمرانه ای کافی ست تا هر جا و هر کجا
سفره ی یکرنگ دل را حراج کنیم
دیدی؟! دیدی چه ساده از شب و ستاره سخن گفتیم؟!
دیدی چراغ معرکه تا صبح نپایید!
حالا دیده بیار و دریا ببار...!
باران می بارد به حرمت کداممان
نمیدانم!
من همین قدر میدانم باران صدای پای اجابت است
و خدا با همه ی جبروتش دارد ناز می خرد
نیاز کن...!

 
دیر باریدی باران

خیلی دیر...

من مدتهاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام!


من به هر تحقیری که شدم ، 

 با صدای بلند خندیدم ! نام مرا گذاشتند " باجنبه " !!

بی آنکه بدانند ، 

خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن، 

[sup]قلبم[/sup] را نشنود...!!
با من امروز زندگی کن ای عزیز همسفر / بگذر از دیروز و فردا بی دریغ و بی اگر
شاید امروز تا به فردا زندگی مهلت نداد / این قطار بی توقف لحظه ای فرصت نداد .
[تصویر:  Excerpts-from-the-writings-of-romance-an...-com-9.jpg]
اندکى عاشقانه تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده ام تابوسه بارانت کند
میدانم از هرآنچه خوانده ام          
  از هر آن سرگذشت و قصه که گوشم شنوده است                      
 که عشق راستین را راه هموار هرگز نبوده است  
               
  شکسپیر
  آنكه بي باده كند جان مرا مست كجاست ؟ ...
 وانكه بيرون كند از جان و دلم دست كجاست ؟ ...

وانكه سوگند خورم ، جز به سر او نخورم ....
 وانكه سوگند من و توبه ام  ،  اشكست كجاست ؟ ...

وانكه جانها به سحر نعره زنانند  از  او ....
 واانكه ما را غمش از جاي ببردست ، كجاست ....

  جان ، جانست  وگر  جاي ندارد ، عجب .!!...
 اين كه جان ميطلبد  ، در تن ما هست كجاست ؟ ....

  پرده ي روشن دل بست ، و خيالات نمود ....
 وآنكه در پرده چنين پرده ي دل بست كجاست ؟ ...

   عقل تا مست نشد ، چون و چرا پست نشد ....
  وآنكه او مست شد ، از چون و چرا ، رست كجاست ؟ ...

  "مولوي"




 
[تصویر:  Exis-lovely%20pic-56964.jpg]
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15