زخط خطى هايم ساده نگذر!به ياد داشته باش اين دلنوشته ها رايك دل،نوشته
.لحظه های ناب کودکیم درپیچ وتاب زمان گم شد دوستانم را روزگار گرفت
.عشقم را عشق دیگر ربود وخدایم راخداگشت ماماندیم
قلیانی کنج لب وتلخی چای بی قند وخش خش برگهای زرد پاییزی
دوباره تنها شدم میدونی یعنی چی یعنی بعداز یه خواب خسته کننده تادوازده ظهر وقتی بلندمیشی دوباره لم بدی جلو تلوزیون تا دوازده شب واین کار ادامه دارد
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو
بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم .
وقت ، وقت سکوت است
و دستان سزاوار گریه
که تا شب می شود
بی امان و بی وقفه
دل می ریزد و ناگهان خواب می رود
و تمام خواب شبش هست :
اندوه دیروز
اندوه امروز
و اندوه سالیانی که هنوز در راهند ...
گاهی دلت از کسی می گیره که فکر می کردی با همه آدمهای دور و برت فرق می کنه اما می بینی شایدم بیشتر از اونا می تونه دلتو بشکونه 
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم :
می آید ..... می ماند ....
و به تنهائیم پایان میدهد آمد
..... رفت ......
و به زندگی ام پایان داد ... !!
چه رسم بدیست در عاشقی
فرهاد به خاطر عشقش کوه کند
ولی من به خاطر عشقم باید دل بکنم!
نترس
این بار تو بگو که دوستت دارم
نترس ...
من اسمان را گرفتم به زمین نیاید
روزگار
توروزگار رفته ببین چی سهم ماشد :
ازعاشقی تباهی
از زندگی مصیبت
ازدوستی شکستو
ازسادگی خیــــــــــــــانـــــتـــــــــــــــــ.....
برگرد
یادم می اید گفته بودی ساده وکوتاه نویسی را دوست داری !
تقدیم به تو ...
ساده وکوتاه تنها همین دو کلمه :
برگــــــــرد ؛ دلتگم ....