انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: دوبیتی شمارهٔ ۴
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7
عمريست غم و درد نشانم داده در آتش سينه اش امانم داده
رنجور ترين درخت باغش هستم هـــر بــــار مرا ديده تكانم داده
مردان خدا پرده ي پندار دريدند
يعني همه جا غير خدا يار نديدند
هر دست که دادند همان دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنيدند
ما به درگاه تو با بخت سیاه آمده ایم
شکر وصد شکر ز بیراهه به راه آمده ایم
 نه پی سیم و زر و ملک و سپاه آمده ایم
نه پی تخت و نه دنبال کلاه آمده ایم
 ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود
در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود
من عاشق واو زعشق من بی خـبر است
ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود

[bgcolor=#FFF0F5]چشمم سر کوچه بی ثمر می گردد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]بیچاره دلم که در به در می گردد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]کُشتی تو مرا و منتظر می مانم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]قاتل به محل قتل برمی گردد .[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]هر لحظه بهانه ی تو را می گیرم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]هر ثانیه با نبودنت درگیرم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]حتی تو اگر بخاطرم تب نکنی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]من یکطرفه برای تو میمیرم ..![/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به قدر غباري به رويش نياور 
کشاندت به خواری ؟! به رویش نیاور[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]خطا کرده ؟ آری ؟  به رویش نیاور[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]اگر قلب آیینه ات را شکسته[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]تو قدر غباری  به رویش نیاور[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]دل من ، اگر سنگدل بود و ساکت [/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]تو که آبشاری ، به رویش نیاور[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]اگر شادی هر شبت را گرفته[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]تو غم را که داری !  به رویش نیاور[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]تو که بار آخر قسم خورده بودی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]به رویش نیاری... به رویش نیاور..!!![/bgcolor]
شعر از حسين زحمتکش 
 در هر سحری با تو همی گویم راز
 بر درگه تو همی کنم عرض نیاز  
بی منت بندگانت ای بنده نواز
 کار من بیچارهٔ سرگشته بساز
[bgcolor=#FFF0F5]چشمم سر کوچه بی ثمر می گردد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]بیچاره دلم که در به در می گردد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]کُشتی تو مرا و منتظر می مانم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]قاتل به محل قتل برمی گردد .[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor]
گر خردمند از اوباش جفایی بیند  
تا دل خویش نیازارد و درهم نشود  
سنگ بی‌قیمت اگر کاسه‌ی زرین بشکست  
 قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
سعدی
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7