مغرور و خود شیفتـــــه نیستم…
ولی یاد گرفتم که تو زندگیـــــــــــم….
منت احدی رو نکشـــــم…
خداحافظ تو فرهنگ لغت من جوابـــــش فقط یه کلمه است..!
به ســــــــــلامـــــــت…
تنها راه کشف ممکن ها ، رفتن به ورای غیر ممکن هاست...
اگر قرار بود هر کس به اندازه عملش حرف بزند ، چه سکوتی دنیا را فرا میگرفت
هر چقدر به زندگي عمیق تر بنگري،
به همان مقدار هم عميق تر رنج مي كشي!
فهمیدن یعنی زجر کشیدن!
اگر کسی ادعا کند که کاملا از ترس ها رها شده است دارد خودش را فریب می دهد.
دگرگونی
عمر عقاب از همه پرندگان بیشتر است.عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند.ولی برای اینکه به این عمر برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.زمانی که عقاب به سن 40 سالگی می رسد چنگالهای بلند او انعطاف خود را از دست داده و دیگر نمی تواند طعمه نگه دارد.نوک بلندش خمیده و کند می شود. شهبالهای کهنسالش بر اثر کلفت شدن به سینه اش می چسبد و پرواز را برای عقاب مشکل میسازد.در این هنگام عقاب 2 راه در پیش دارد یا اینکه باید بمیرد و یا فرایند دردناکی که 150 روز طول می کشد را تحمل نماید.برای طی کردن این فرایند عقاب باید به فراز کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند.در آنجا عقاب آنقدر نوکش را به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود.پس از آن عقاب باید از شر چنگالهای قدیمی خلاص شود به همین جهت آنقدر چنگالهایش را به سنک می زند تا چنگالهایش نیز از بیخ کنده شود.حلا عقاب باید صبر کند تا چنگال و نوک جدید بروید.پس از این مرحله عقاب با نوک تیز جدیدش پرهای قدیمی را یکی یکی از بدنش می کند تا پرهای ظریف جای ان را بگیرد.سر انجام پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز می نماید. و از آن پس30 سال دیگر زندگی می کند.
چرا این دگرگونی ضروری است؟
ما بیشتر وقتها برای بقا باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم.
گاهی وقتها ما باید از عادات گذشته چشم بپوشیم و آنها را کنار بگذاریم. تنها زمانی که از بارهای سنگین گذشته آزاد شویم می توانیم در حال زندگی کنیم
جهان هستی منصف و عادل است،برداشت امروز ما از زندگی حاصل کشته های دیروز ماست
خداوند ما را برای خودش آفریده است پس قلبمان آرام نمی گیرد مگر وقتی که به او رو یمی آوریم.
سنت آگوستین
من کسی رو میخوام که:
منـو با حقیقـت عذابـم بـده
ولـی هیچوقـت با دروغ آرومـم نکـنه !!!
توکل و اعتماد کردن را آموخته ایم اما آنرا جای اشتباهی قرار داده ایم...
ما به چیزی تکیه می کنیم که خود نمی توانند به خویشتن تکیه کنند،
بانکهایی که ورشکست می شوند،ضمانتهایی که ارزش آنها متزلزل است،
فرزندان و دوستانی که از اعتماد شما سوء استفاده می کنند...
ما اعتماد خو را بر نیرو و قلمرو زمینی و ثروتهای دنیوی قرار می دهیم
که ناپایدارند و از بین می روند.
ما ایمان خود را به چیزی خارج از خداوند متمرکز می کنیم..
. جی پی واسوانی