صفحهها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
چگونه بفرستم “باورم” را برایت تا باور کنی از یاد بردنت کار من نیست
مرا میان بازوانت مومیایی کن
شاید ... هزار سال بعد
باستان شناس کنجکاوی از عاشقانه های دستانت
رمز گشایی کند ...!
زندگی درست مثل نقاشی است ؟
خطوط را با امید بکشید
اشتباهات را با آرامش پاک کنید
قلم مو را در صبر غوطه ور کنید
و با عشق رنگ بزنید
فرقی ندارد …
شرق یا غرب …
شمال یا جنوب …
من تو را به هر جهت دوست دارم هنوز
عشق یک کلمه است.
تا زمانی که کسی بیاید و به آن معنی دهد
ﺧﯿﺎﻝ ﺗﻮ
ﻣﯽ ﺍﺭﺯﺩ
ﺑﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦِ ﻫﻤﻪ !
عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او ..
داد رسوایی من شهرت زیبایی او ..
بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او ..
شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او..
این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد ..
کی سر برگ من بی سر و سامان دارد
صفحهها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12