ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
در کارکرد قدمها متوجه شدم من نمیتوانم افکار و رفتار و گفتار دیگران را تغییر دهم.من نمیتوانم از مصرف کسی تا نخواهد خودداری کنم.من باید نقشی که به من محول شده است را انجام دهم
ارسالها: 41
موضوعها: 3
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
خوب قبل این فکر رو هیچ کدام از ما نمی کردیم ولی با کار کرد قدمها فهمیدیم که امروز تنها فقط می توانیم رو افکار وحرکات خود کنترل داشته باشیم واون هم با تکرار وتکرار ابزار برنامه ومن امروز نمی تونم کسی رو کنترل کنم واونو مطابق میل خودم تغییر دهم ..هر کسی امروز مسؤول کارهای خودش است
ارسالها: 179
موضوعها: 15
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
62
من بعد از مبارزات زیاد ودرحقیقت شکست های پی درپی واز دست دادن عنان واختیار زندگیم متوجه شدم که من عاجزم وکسی را نمی توانم تعییر دهم پس نه تنها دست از کنترل شخص بیمارم برداشتم بلکه پذیرفتم که من فقط قدرت ایجاد تغییر درخود رادارم نه هیچکس دیگری .
ارسالها: 47
موضوعها: 7
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
امروز اره مي تونم بگم كه قبول كردم، چون تا حدي با بيماري اعتياد آشنايي پيداكردم، تا حدودي از عدم توانايي هاي خودم آگاهي پيدا كردم، نواقصمو شناختم و فهميدم كه من خدا نيستم و فقط مي تونم خودمو تغيير بدم ، اين كه من عاجزم و توانايي هايم محدود است همه اين ها به من كمك مي كنه تا دست از كنترل كردن شخص بيمار بردارم
ارسالها: 398
موضوعها: 18
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
100
بله به ناتوانی خودم در مقابل رفتارهای بیمارگونه پی بردم ، قبول کردم ، البته قبول کردنش خیلی سخت بوده و لی بعد از تلاش های خیلی زیاد و شکست های پی در پی متوجه شدم خودم بیمارتر از بیمارم هستم و در مقابل رفتارهاش عاجزم
متاسفانه الانم یه موقع هایی با کله بیمارم رفتار میکنم و نمیتونم خودمو کنترل کنم از خدا کمک میخوام از دوستای بهبودیم دعا.
ارسالها: 14
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Aug
در گذشته خیر اما حالا با کارکرد قدم ها و سنت ها به این درک رسیدم که من باید فقط خودم را کنترل کنم نه دیگران را اما در گذشته تمامی فکر وذکرم مصرف کننده ام بوده و تمامی توجه و تمرکزم را روی او منعطف می کردم و این بود که همیشه خسته و پر از نگرانی بودم اما حالا یاد گرفتم دوربین کنترل رو از روی دیگران بردارم و به سمت خودم برگردانم چون در گذشته اثلا خود را نمی دیدم نه رفتارهایم و نه اشتباهاتم فقط و فقط مصرف کننده ام اولویت زندگی بود.اما خدا رو شکر دیگه دست از کنترل برداشتم و همه چیز رو به دستان پرتوان نیرو برترم میسپارم.
ارسالها: 924
موضوعها: 113
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Aug
اعتبار:
75
مرحله ی قبل از پذیرش اعلام عجز ،اقرار و تسلیم است . پذیرش محصول صداقت و روشن بینی است .در انجمن با اقرارهای صادقانه و ظاهری به باورهای درونی میرسیم ،ما دچار وسواس فکری هستیم کنترل میکنیم . کنترل از کمبود عدم اعتماد به نفس میاید ، در کنترل عشق نیست ،پنهانکاری است و تولید نفرت.وقتی حد و مرزهای خود را نمیبینم کنترل میکنم من مالک کسی نیستم .نشانه ی کنترل خشم پنهان است.من افکار و احساسات کسی را نمیتوانم تغییر دهم ، وقتی کسی را کنترل میکنم او قدرت برتر من میشود و زمام امور زندگیم را به دست میگیرد در اصل او مرا کنترل میکند. قدم یک کلید رهایی از کنترل است ،هر چه بیشتر تمرکزم را روی خود بگذارم کمتر کنترل میکنم.[img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 129
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jul
اعتبار:
30
آيا من ميپذيرم كه نميتوانم مشروبخواري و يا رفتار شخص ديگري را كنترل كنم؟
پذيرش اين موضوع نياز به تلاش و تمرين داره
مني كه هميشه همه را كنترل مي كردم حالا با كاركرد قدم يك با كلمه اي به نام عجز اشنا شدم، يعنبي عدم توانايي و قدرتم در تغيير دادن ديگران، اگه واقعا اين كلمه را بپذيرم مي تونم قبول كنم كه در مقابل رفتارهاي بيمارم عاجزم و نمي تونم او را كنترل كنم يا تغيير بدهم.
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
بله ، اکنون با کارکرد قدمها و آشنايي با 12 قدم مي دونم که من نمي تونم رفتار و گفتار کسي رو تغيير بدم و پذيرفتم که در اين رابطه من عاحز هستم ، تنها کاري که مي تونم انجام اينه که برنامه بهبودي خودم رو دنبال کنم و روي بهبودي خودم تمرکز کنم .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم