ارسالها: 883
موضوعها: 607
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
60
چون کاملا خودم را و بیماریم را و نیاز به بهبودی پذیرفته و نیاز به راه حل دارم و باید جلوتر رفت
هر که مرا حرفی بیاموزد٬ مرا بنده خویش قرار داده است.
ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
بعد از اشنای اصول قدم یک و بعد از اینکه فهمید م عاجز و نا توانم این حس درونم شعله وز می شود که من بوسیله مصرف مواد تمام نیزوخای محرک مثبت درونم را خنصا کرده بودم و نیاز است برای سامان بخشیدن و ابادانی شهر خراب حرکتی از خود نشان داهم برای پیش برد وان لازم است قدم های بعدی در زندگی به اجرای عمل بگذازم به این درک برسم که جون بماری مرموض لا علاجی دارم حتما باید این اصول را در زندگی بکار ببندم با صداقت از خود بپرسم ایا من از دست اویز ها خودم دست برداشته ام ایا در پی رعایت اصول روحانی قدم یک هستم ایا روش جدید برای زندگی پیدا کرده ام و باید توسط یک نیروی برتر تباه نشدن بیماریم رامتوقف کنم و بر ای شناخت ان نیروی برتر وارد قدم سوم شوم
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 676
موضوعها: 513
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
12
با شناخت بیماری و اینکه ما چگونه میتوانیم این بیماری را متوقف کنیم میبایست روند بهبودی را ادامه دهیم پس قدم 2 را شروع میکنیم
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
در برنامه جایی برای رکود نیست و حتی اگر مثل اب زلال باشم ولی در یکجا ساکن گند میزنم!به پیش رفتن یعنی تغییرات مداوم و رشد روحانی و تغییر نگرش و رفتار.و با تشخیص راهنما پس از کارکرد قدم اول وارد قدم دوم شدم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 487
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
102
بهبودی یک فرایند است که با کارکرد وتکرار قدمها بدست می آید پس اگر انکار نکردم وبرای کارهایم توجیه بهانه نیاوردم وصداقت را فیلتر کارهایم کردم وتسلیم اصول روحانی بودم متوجه میشوم که حالا وقت آن است که به پیش بروم و قدم بعدی را آغاز کنم...[img]images/smilies/heart.gif[/img]
الهی بینایی ده که در چاه نیفتیم...
ارسالها: 1,425
موضوعها: 21
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
307
با شواهد ودانشي که با کارکرد اين قدم پيدا کردم اميدي در من ايجاد شد و انرژي که با پذيرفتن و تسليم شدن در مقابل بيماري درکي در من ايجاد شد که ميتوانم با کارکرد قدمهاي بعدي بهتر زندگي کنم و به جلو حرکت کنم و رشد کنم
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
من اگر پیش نروم بیماری از من پیشی می گیرد ،پس باید تغییر کنم .
تغییر هم درد دارد اما نه به اندازه خصیصه های بد ،وقتی پیش نروم احساس پوچی و یاس وناامیدی به سراغم می آید احساس خلا می کنم و هیچ چیزی جز اصول و تغییر نمی تواند خلا من را پر کند
اگر تغییر و پیشرفت نکنم درد می کشم و درد و احساس خلا و پوچی من را به گذشته بر می گرداند
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 403
موضوعها: 5
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Dec
اعتبار:
99
ش- بعد از آشنایی بااصول قدم اول و بعد از اینکه فهمیدم در کنترل مواد مخدر و بیماری خودم عاجز و ناتوانم این حس درونم قدرتمند میشود، که من بوسیله مصرف مواد تمام نیروهای محرک مثبت درونم را خنثی و منفی کرده بودم و نیاز است، برای سامان بخشیدن به آشفتگیهای زندگیم و ترمیم خرابیهای شهر درونم حرکتی از خود نشان دهم. برای پیش برد آن در زندگیم لازم است، قدمهای بعدی را در زندگی به اجرا و عمل بگذارم. باید به این درک برسم، که چون بیماری مرموز و لاعلاجی دارم. برای زنده ماندن حتماً باید این اصول را در زندگی بکار ببندم. با صداقت از خود میپرسم آیا من از دست آویزهای خودم دست برداشته ام؟ آیا در پی رعایت اصول روحانی قدم یک در همه مراحل زندگیم هستم؟ آیا روش جدیدی برای اداره کردن زندگی پیدا کرده ام و میدانم که باید توسط یک نیروی برتر، تباه شدن بیماریم را به کمک خداوند و برای شناخت آن نیروی برتر وارد قدم دوم شوم.