ارسالها: 883
موضوعها: 607
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
60
4 اسفند
امروز قادر شدهام با اتكا به اصول برنامهی خودیاری رابطه و ارزش هر كسي را فقط روي مسائل و اصول انسانيت وي بسنجم و هيچ كاري به هويت و شخصيت آنها نداشته باشم. عشق ورزيدن به انسانها را فقط به خاطر تعالي خود عاشق سفارش ميدهم. دوست داشتن آدمهاي نيكنام و خيرخواه سادهترين نوع و بيزحمتترين احساس است، كه بعضيها طبق عادت آن را در خودشان ميپرورانند، ولي دوست داشتن آدمهاي عادي و حتي بدنام كاري بس دشوار است، كه نميتوانيم به اين آسانيها و بدون قضاوت عملكرد آنها به خودمان بقبولانيم. اگر همه را به یک چشم نگاه کردم این عجب است. امروز سعی دارم با عشق ورزيدن به بندههاي خداوند بدون در نظر گرفتن شخصيت و عملكرد آنها خودم را در مسيري قرار ميدهم، كه بدانم من هم اگر در جایگاه کسی بودم مسلماً من هم همان بودم که انها هستند، من با مقام انسانيت و برای انسانیت در مقام خالق خودم سر به سچده برده و سير و سلوك ميكنم. من برای قضاوت و غیبتکردن خلق نشدهام. من انسانم و انسان هم آرزو میکنم.
به عشق اجازه ورود بده!
هر که مرا حرفی بیاموزد٬ مرا بنده خویش قرار داده است.
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
4 اسفند
من مطمئن بودم باید فردی در دنیا وجود داشته باشد که هر حالت مرا درک کند همیشه برای من وقت داشته باشد و لبخندی بر چهره من بیاورد وقتی که این شخصیت ظاهر میشد بالاخره ان عشقی را که شایسته اش بودم داشتم سپس هیچ انتخابی نداشتم جزئ اینکه منتظر بمانم من ضعیف بودم . چه زندگی غم انگیز و تنهایی داشتم سپس فردی در جلسه الانان کلمه "حق شناسی" را بکار برد و ناگهان همه سناریو بهم ریخت وقتی در مورد اینکه چقدر حق شناس باشم فکر میکردم . تخیلاتم خود را چیزی جزئ یک شبه (سایه ) نشان نمی دادند واقعیت را به شکل متفاوتی نشان داد ...........دوستان من وجود داشتند بچه هایی که خیلی با من صداقت داشتند همکارانی که در روابط دوستی همراه بودند الکلی مورد علاقه در زندگیم . اعضای الانان که مرا در اغوش می گرفتند با من صحبت میکردند و بمن شهامت می دادند . من با عشق انها چه میکردم ؟ اینطور به نظر میرسید که بخاطر ان فرد تخیلی ام انها را کنار میزدم و یا بد تر از ان هرگز به انها توجه نمی کردم
یادآوری امروز
.اگر متوانم عشقی را که شامل زندگیم میشود تشخیص دهم . ایا واقعا قدر دان دریافت چیز هایی بیش از این هستم ؟ بگذار از انچه که اغلب بمن بخشیده شده . اگاهی یابم
اگر تنها دعایی که شما در کل زندگی خود گفته باشید . متشکرم باشد همان کافی است....
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 41
موضوعها: 3
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
نارانان
تجربه ،نیرو وامیدسه ماه زمستان
4اسفند
راه سپاسگزاري
اقرار به عجزم فقط کنار گذاشتن کارهای غیر قابل کنترل دیگران نیست.براي من،باز کردن دري به سوي سپاسگزاري است.وقتي در مسير سپاسگذاري هستم،هر روزم روشن تر است وخود را در مسير بهبودي احساس مي کنم.
تغيير عادت هاي قديمي يک کار مداوم است.امروز تغيير،با ارزش ترين کاري است که در دست دارم.هم براي ساده ترين چيزها وهم براي بزرگ ترين چالش هايي که زندگي پيش رويم قرار مي دهد،سپاسگزارم.زماني که مسير سپاسگزاري را مي پيمايم،چشم هايم معجزاتي را مي بيند که قبلا نمي ديدم.سپاسگزاري جايگاهم را در جهان هستي ،به من ياد اوري مي کند.به من اجازه مي دهد که زيبايي هاي درون وبيرون هر چيز را ببينم .سپاسگزاري ،تمرکز م را شفاف ومرا در زمان حال نگه مي دارد.مي توانم ببينم که عشق به اينکه نمي توانم براي يک بيماري که موذيانه من وعزيزانم را نابود مي کند،کاري انجام دهم،هيچ ربطي ندارد.سپاسگزاري مرا فروتن مي سازد.من براي اگاهي از وجود نيرويي برتر در درونم سپاسگزارم.زمناني که سپاسگزارم،فرد بهتري هستم واين بهتر بودن بر روي افرادي که با انها در تماسم تاثير مي گذارد.
تفکري براي امروز:وقتي به دنبال بهبودي هستم،سپاسگزاري راه روشني در ميان مشکلات است.وقتي انتخاب مي کنم با سپاسگزاري زندگي کنم،يک قدم به يافتن ارامش نزديک ترم.
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
2014-02-23، 09:46
(آخرین ویرایش: 2014-02-23، 10:12 ، توسط sadaf.)
بازتابهای روزانه الکلیهای گمنام ۴ اسفند
قلبی شاکر
سعی میکنم به این حقیقت پایبندباشم که قلبی سرشارو شکرگذار از غرور زیاد لذت نمیبرد. وقتی مالامال قدرشناسی است ضربان قلبت مطمئنا نتیجه عشقی است که از ان میتراود، عالیترین احساساتی است که تا کنون شناخته ایم.
راهنمایم همیشه میگفت باید یه الکلی شکرگذار باشم و همیشه باید دیدگاهی قدرشناسانه داشته باشم چرا که قدرشناسی اصلیترین عنصر تواضع تواضع است که تواضع اصلیترین عنصر گمنامی است و اینکه گمنامی بنیان معنوی تمام سنتهاست و همیشه یاداور میشود که اصول بر اشخاص ارجح هستند . در نتیجه این تجربه هر روز صبحم رابا دعا شروع میکنم زانو میزنم از خداوند برای ۳ چیز تشکر میکنم: اینکه زنده ام، هوشیارم، و یکی از اعضای انجمن الکلیهای گمنام هستم. بعد سعی میکنم با دیدگاهی قدرشناسانه زندگی کنم و واقعا از ۲۴ ساعت بعدی زندگیم به شیوه انجمن، لذت ببرم. من عضو انجمن نیستم من انجمن را زندگی میکنم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
امرسون گفته است : ((سودمندتر است که به کسی بیاموزید تا برای خود کاری انجام دهد تا اينکه اينکار را شما برای او انجام دهید . ))
من در برنامه آموخته ام که چگونه از اراده خود بهترین استفاده را ببرم . اگر آنرا هماهنگ و در راستای اراده خداوندی بکار گیرم منظور من حاصل شده است . در گذشته بیشتر مشکلات من در نتیجه استفاده نادرست از قدرت اراده ام بوده است . من همیشه آنرا در راههای ویران کننده بکار گرفتم و همیشه نیت من آن بوده است که مشکلات خود را حل کنم و یا شرایط را تغییر دهم .
آیا من درک کرده ام که هدف اساسی برنامه آنست که به من کمک کند تا اراده خود را با اراده و خواست خداوندی هماهنگ نمایم ؟
آیا من قادرم به جهت دادن قدرت اراده خود به گونه ای هستم که با اراده خداوند درباره من همسو گردد ؟
آيا من قادرم که چنين فکر کنم که اراده من تنها انشعابی از اراده خداوند است و به فرمان او گوش دهم ؟
"قدرت اراده تنها در همسویی با خواست خداوند معنا می یابد ."
کپی از این مطلب فقط با ذکر تام سایت www.forum.banianbehboodi.ir مجار می باشد .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم