امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پ نه پ
#31
[color=#000080]دارم تاریخ تولید و انقضای تن ماهی رو نگاه میکنم
صاحب مغازه میگه؛؛میخوای ببینی فاسد نشده؟
میگم ؛؛پ ن پ میخوام ببینم تاریخ تولدش کیه تا واسه تولدش آکواریوم بزرگ بخرم ..Smile[/
color]
پاسخ
#32
بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین …
تازه میپرسه خورد به دستت؟ پـــ ن پـــ
یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم،
دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلی بود عجب گلی…
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل
پاسخ
#33
رفتم بانک پول بگيرم؛ کارمنده ميگه پول رو ميبرين؟
گفتم پ ن پ ميخوام وايسم اينجا هر کس رقصيد بريزم رو سرش شاباش بدم....
*
به دختر عمم میگم اینم دماغه تو داری!
تو افسایده. میگه: یعنی خیلی گندست؟ عملش کنم؟
پ ن پ برو تو برنامه نود کارشناسی کنن ببینن واقعا تو آفسایده یا نه
پاسخ
#34
بعد از اینکه دو ساعت تو صف عابر بانک واستادم تا پول بگیرم یارو برگشته می گه:
آقا ببخشید سالمه؟
میگم پ ن پ
مریضه اینم صف عیادت کننده هاست
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#35
شوهر عمم نصف شب قلبش درد گرفت، بردیمش بیمارستان، پرستاره پرسید سکته کرده؟
منم گفتم پ ن پ دیدیم خوابه، یواشکی آوردیمش تا ختنه ش کنیم...!!!
پاسخ
#36
تو اتاق دارم خمیازه میکشم خواهرم میپرسه:
خوابت میاد؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ گشنمه دهنمو باز کردم مامانمون بیاد (مثل گنجیشکا) غذا بذاره ته حلقم
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#37
ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺍﺯ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﺎﺭ ﻗﺎﺭ ﻣﯿﺎﺩ

ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﮐﻼﻏﻪ؟

ﻣﯿﮕﻢ پ ن پ ﻗﻨﺎﺭﯾﻪ ﻣﺘﺎﻝ ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ!
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#38
با گل رفتم بیمارستان، نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین،
گفتم پ نه پ
اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان