2015-12-31، 12:20
رهنمودي براي كشتن با مهرباني
در مجتمع مسكوني تو، زني بداخلاق زندگي ميكند كه دايم از دست دنيا و روزگار مينالد. غرزدنهاي او تو را به ستوه آورده و گاهي بدانديش ميشوي و دلت ميخواهد به او بگويي ساكت شود. حتيالامكان از او دوري ميكني، اما گاهي گيرش ميافتي. چطور با چنين آدم بدخلقي برخورد ميكني؟
آنچه نبايد بگويي
رفتارش باعث ميشود او را حقير بشماري و اين از واكنش تو پيداست.
”چه ساحرهاي. دست همه جادوگرها را از پشت بسته.“
سعي ميكني رفتاري منفي در پيش بگيري تا او را سر جايش بنشاني.
”خانم، تو ناخوشايندترين زني هستي كه در عمرم ديدهام. چرا زندگي خودت را نميكني و ....
ميگذاري روي تو تاثير بگذارد و خصمانه رفتار ميكني.
”نميخواهم اينجا بايستم و به چرنديات او گوش دهم. چرا گلههايش را براي خودش نگه نميدارد؟“
آنچه بايد بگويي
سعي ميكني مودبانه با او رفتار كني، حتي اگر اين كار را نكند.
”من با تو مهربان هستم و ميبخشمت. مهم نيست چه بشود.“
رفتاري مثبت در پيش ميگيري و خودت را جاي او ميگذاري.
”شرط ميبندم هيچ دوستي ندارد و تنهاست.“
پيله مهربانيات را حفظ ميكني و انرژي مثبت پخش ميكني.
”با تنفس آهسته و عميق حواسم را متمركز ميكنم و الوها را ترويج ميدهم.“
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)
![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)