امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پ نه پ
#11
چک و دادم به کارمندمون میگم برو این چک رو بخوابون. میگه تو بانک؟!!! می گم پـَـ نـَـ پـَـ چک بخوابون تو گوش رئیس بانک
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#12
زنگ زدم تاکسی تلفنی میگم کد 89 هستم ماشین دارین ؟ میگه: بله میخوایین؟

پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم بگم خوش به حالتون که ماشین دارین ما نداریم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#13
به مامانم میگم فردا می خوام روزه بگیرم. میگه: سحر صدات کنم؟
پـَـ نـَـ پـَـ سپیده رو بیشتر دوست دارم، سپیده صدام کن!!!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#14
دیشب خواهرزادم خیلی گریه می کرد، نمی ذاشت بخوابم به مادربزرگم گفتم یه قصه براش بگو تا آروم شه دیگه. گفت: مثله قصه ی شاه پریـــــــون!!! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ قصه هفت دراکولا در شب تعریف کن که دیگه اصلا نخوابه


تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#15
به مامانم میگم: یه چیز بنداز رو بابا، خوابه …
میگه: پتو خوبه؟
پَــ نَـ پَــ میز، میز بهتره
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#16
تصادف کردم، سمت شاگرد از جلو تا عقب کلا مرخص شده.
عکسشو به دوستم نشون دادم. میپرسه: تصادف کردی؟ پـَـــ نــه پـَـــ دادم صافکاری اینجوریش کرده که راحت تر بتونم تو کوچه ها بپیچم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#17
ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﺯﻏﺎﻝ ﻣﯿﺰﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﮔﺎﺯ ﻭﺍﺳﻪ ﻗﻠﯿﻮﻥ. ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎﺯﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﻗﻠﯿﻮﻥ ﺑﺰﺍﺭﯼ؟ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﭘـَـ ﻧـَـ ﭘـَـ ﺯﻏﺎﻻ ﺳﺮﺩﺷﻮﻥ ﺷﺪﻩ ﻣﯿﺰﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﺁﺗﯿﺶ ﮔﺮﻣﺸﻮﻥ ﺑﺸﻪ
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#18


سگ افتاده دنبالم داشتم فرار میکردم

دوستم گفت سگ افتاده دنبالت

پـَـ نـَـ پـَـ مسابقه دوه میخوام اول شم


دارم از شرکت میام بیروون میگم خداحافظ

میگه داری میری ؟

پـَـ نـَـ پـَـ دارم میام
________________________________________________________________


داشتم چایی می خوردم رفیقم یه مگسا زد صاف افتاد توی چایی

گفت : آخ افتاد تو چاییت؟

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ خودش پرید اینتو یه دست به آب برسونه

_____________________________________________________________

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟

میگم پـَـ نَ پـَـ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم بریییید برییییییید

پاسخ
#19


حواسم نبود با صورت رفتم تو در میگه ندیدش ؟
میگم :پ .ن .پ.
من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برای خودم باز کنم .

رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر،یارو گفت : راحت باشه ؟
پ.ن.پ. .
خار داشته باشه ....

لاک پشته ما را دیده رفته تو لاکش.....
دوستم میگه:ترسیده؟
میگم. پ . ن . پ ..
چشم گذاشته ما بریم قایم بشیم..بدو بریم بدو..
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#20
میگم اینجا خیلی تاریکه ! میگه چراغارو روشن کنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ برو شیر آبو باز کن !
میرم در سوپری میگم یه نوشابه شیشه ای لطفا. میگه میخوری؟میگم پ ن پ من بازیگر سینمام میخوام باهاش عکس بگیرم تبلیغ شه واسه پپسی!!
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان