ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
نوشتن ارامم میکند دیشب به راهنمایم زنگ زدمگفتم فقط میخوام برات گریه کنم... گفت واسه چی؟ گفتم برای همه چیگفت گریه کن و منم حرفامو زدم و او هم باهام همدردی کرد....بهش گفتم من ضعیفم نه؟گفت اگه بخندی یعنی دیوونه هستیگفتم جالا چکار کنم؟گفت کار کن و بهبودیتو ادامه بده و بسپار به خدا و پاک زندگی کنتو لایق بهترینهای خدایی چون گذشتن از نفس سرکش کار هر کسی نیستگفتم من کارتن خواب یک قلب هستم..... گفت اگه عاشق نباشی یعنی بهبود پیدا نکردیگفتم عشق یعنی چی؟گفت یعنی سربسرش نزاری و توقع نداشته باشی و براش شعار ندیگفتم اویزونم....گفت خودتو سرزنش نکن اما اویزون هم نباشگفتم خود تو هم مث من از همه اعتیادا گذر کردی اما عاشقی هنوز نه؟گفت اره عشق انتها ندارهگفتم این حسو چکار کنم؟گفت تو قلبت نگه دارو در نهایت او از من پرسید تو خودت راهنما هستی چند تا رهجو داری؟گفتم خیلیگفت با همه مشکلاتت براشون محکم باش و شاد باش این چیزیه که خدا برات میخواد و همه چیزو بسپار به خدامنم شروع کردم به دعا.برای همه و برای خودم و برای اون و به خدا گفتمخدایا من ناسپاسی نمیکنم اما به کارتن خوابی و درد کشیدن عادت دارم.من همه جوور شرایطو میپذیرم .نمیخوام خدا جون برات تعیین تکلیف کنم اما به زندگی همه خیر و برکت بده و به هه عزیزای من شادی بده و به من قدرت بده که خواست و ارادتو به جا بیارمبعد دعا یکی از رهجوام زنگ زد و گفت:میخوام برات گریه کنم....
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
[bgcolor=#FAEBD7]پای درد دلــــم اگر بنشیــــنی...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]کاسه صبرتــــــ لــــــــبریز...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]کاغذ حوصله اتـــ مچــــــــاله...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]و گوش های دلت زنگــــــــ می زند...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]هر طرفــــــ که بنگری باد و باران استــــــــ...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]برای من نــــــــه چراغ بیـــــــــاور...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]و نــــــــــه دریچه ای...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]برای من شانه هایتــــــــــ...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]و برای دلتـــــــــــ دستمالی بیــــاور...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]اگرخطـــــ خطی هایم[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]خوانـــــــا باشند برایتـــــــــ...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]احتمال گریستنمـــــان بسیارستـــــــــــــ...[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]مـخــاطــبــــ خـاصـــــــــی نـدارد نـوشـتــــه هـایـم[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]امــــــا[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]تــا دلــتــــــ بــخــواهــــــــــد[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]هــمـــــــــــدرد دارد[/bgcolor]
[bgcolor=#FAEBD7]داغِ تــــمــــامِ نـــوشـــتــه هـــایـــم[/bgcolor]
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 296
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Jan
اعتبار:
208
زیبایی هارا چشم میبیند و مهربانیها را دل.
چشم فراموش میکند ولی دل هرگز….
پس بدان تا زمانی که دل زنده است فراموش نخواهی شد.
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
همیشه برایم اخرین بار سخت بود
همیشه میخواستم متوقف شوم
اما یاد گرفتم چگونه دوباره شروع نکنم
سکوت و یک دنیا حرف و یک لبخند
نقشه امروز خدا برای من است...
پرهیز و پرهیز و پرهیز
برای قدرت گرفتن
و دعا و خدمت و عمل
برای بهشت برای به شدن.برای بهبودی
برای الگوسازی و برای اجرای خواست نیروی برتر
من نیروی برتر مهربانی دارم...
من به تو نیازمندم خدای مهربانم
مرا یاری ده تا نقشه ات را اجرا کنم
امیر
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
تقدیم به دوستان عزیزم سهراب و سجاد و بقیه...
دوست دارم بنویسم.مگر میشود ننوشت؟نوشتن بخشی از بهبودی است....نوشتن ابزاری برای بهبودی است...
اما قسم به همان خدایی که به قلم قسم خورد.. دستانم گاهی فراموش میکند نوشتن را
من پر از احساسم... احساساتی که دوست دارم دز دنیای مجازی انها را فریاد کنم...اما دوست دارم انها را بر دوش خدایم بگذارم...من اینروزها میدانم که باید احساسم را روی کاغذ بنویسم و برای نیروی برترم بخوانم و بعد کاغذ را پاره کنم..
اری برادر جان.شاید بخاطر همین احساسات بود که به دنبال مسکنی بودم تا از انها فرار کنم.فکر من احساس مرا بوجود می اورد و احساس من عاطفه من را و عواطف نیات را
وقتی نیات درست باشد معنای ارامش را درک خواهم کرد
دوست دارم زیبا بنویسم.....چرا که شما همدرداتم لایق زیباییها هستید
شما لایق بهترینها هستید
و من هم خوشبختم که شما را دارم
امیر
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
باز دیشب من بودم و راهنمایم
و باز او بود و حرفهای زیبایش
به او گفتم:چرا اندوهمان بسیار بود
و او گفت:چون قرار بود روحمان بزرگ شود
به او گفتم:اخر این قصه چیست؟
به من گفت:اگر حساب و کتابت درست باشد جواب خواهد رسید
به او گفتم:زیبایی چیست؟گفت درونت را درست کنی
به او گفتم:بهترین ارزو چیست؟گفت عشق بلاعوض
گفتم عشق چیست؟گفت دعا کردن و بهترینها را خواستن برای دیگران
به او گفتم خدمت چیست؟
اینبار ساکت شد و گفت؟خودت چه فکر میکنی؟
گفتم:کار درست با انگیزه درست
خندید و گفت این که تعریف کلیشه ای است،تعریف خودت چیست
گفتم:اول اینکه خودم را درست کنم
گفت :پس باز هم ساکت باش
گفتم چرا مشکلات؟گفت تا مثل کوه قوی شوی
گفتم چرا من؟گفت انتخاب شده ای
گفتم:بازم برام حرف بزن
گفت پشت خطی دارم
تلفن تمام شد و من کتاب خواندم و کارهایم را انجام دادم و به خواب ارامی رفتم و یک روز پاک دیگر را شروع کردم
به همین سادگی
امیر
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 296
موضوعها: 2
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Jan
اعتبار:
208
آنقدر دوستت دارم که
پروانه ها گیج می شوند
گل ها تعجب می کنند
و باران دلش آب می افتد !