انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: دوبیتی شمارهٔ ۷
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8
[درخت غم بجانم کرده ریشه ___________به درگاه خدا نالم همیشه
رفیقان قدر یکدیگر بدانید __________اجل سنگست و آدم مثل شیشه
این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که از طرب می گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می گذرد

ای دل اینجا لحظه ی پرواز کو .....لحظه های آشنای راز کو
باید اینجا عشق را تفسیر کرد .....عشق را در نور حق تکثیر کرد
ناسپاس از عشق پاکت نیستم
من که عمری با خیالت زیستم
دوستت دارم به جان تو قسم
روی حرفم تا ابد می ایستم
نقش چشمان خمارت چه کشیدن دارد
سایه ساران دو زلفت چه لمیدن دارد
آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاه
حس مستی لبت طعم چشیدن دارد
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

بیچاره دلم در غمِ بسیار افتاد

بسیار فتاده بود اندر رهِ عشق

اما نه چنین زار که این بار افتاد
او را که دل از عشق مشوش باشد

هر قصه که گوید همه دلکش باشد

تو قصهٔ عاشقان، همی کم شنوی

بشنو، بشنو که قصه‌شان خوش باشد
..ای بــــرادر عشــــق ســــودایی خوشســـت
..دوزخ انــــدر عاشقـــی جایـــی خـــوشســـت
..در بیـــــابـــــان رهــــــروان عشـــــــق را
...زاب چشـــم خویـــش دریایـــی خوشست
...غمگـــنان را هـــر زمان در کـــنج عشــق
....یاد نام دوست صحــرایی خــوشست
......بــا خیال روی معشــوق ای عجـب
........جــام زهــرآلود حلوایی خوشست
........عمــرها در رنــج چون امروز و دی
..........بر امید بود فردایی خوشست....
دل جــــز ره عشق تــــو نپويد هـرگــز جز محنت و درد تو نجويد هرگز
صحراى دلم عشق تو شورستان كرد تا مهر كسى در آن نرويد هرگز
بى وفــا شدى جفــــايت مى كنند بى وفايى كــن وفايت مى كنند
مهربانى گر چه آيينى خوش است مهربان باشى رهايت مى كنند
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8