ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است.
متبرک کسی است که علی رغم همه ی رویدادها قلب خودرا سوی خدا می گیرد ومی گوید:
«به «تو»توکل می کنم.»[color=#[/font][/size][/color]][size=large][font=Times New Roman]
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
شرکت در جلسات مكرر، داشتن و تماس با ليست تلفنهاي همدردان، تجربیات راهنماي صبور، امکانات خدمتگزاري بدون چشمداشت، دادن و انتقال پيام به تازه واردين، زندگي در آرامش و امنیت بدون داشتن عادتهای ناسالم و وابستگي و هموابستگی و احساس با ارزش بودن و لذت بردن از زندگي براي كسي كه هيچ ميل و شوقي براي ادامهی زندگي نداشت گرانبهاترين هدايايي است، كه خداوند مهربان به من داده است. من با شركت در جلسات بهبودی احساس سبكتر شدن ميكنم. حتماً تماس تلفني با يك دوست همدرد در مواقع بحراني بهترين راه خلاصي از لحظات دردناك است. وقتي در كنار راهنماي خود مشغول كاركرد قدمهای رهایی ميشوم و از تجربيات رهنما و دوستان سود ميبرم لحظات آرام و لذت بخش و باشكوهي است. خدمتگزاري در همه صورت به عنوان تنها وسيلهی ابراز عشق بلاعوض ميباشد، كه خدمتگزاران را در عالم معنوي سير و سلوک ميكنند. بهبودي ما زُكات دارد، اين زُكات به صورت پيامرساني به تازه وارديني است، كه با ديدار و شنيدن تجربيات ما و جاذبهی رُشد و تغييرات ما اميد پيدا ميكنند. آيا خداوند را به خاطر اين هداياي پربها سپاسگزاري ميكنم؟ دانش برنامه بهترين روش است!
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
4مهر
زمانيكه درگروه بايك دوست درباره زندگي و مسايل خود صحبت ميكنيم نبايد ازتذكر دادن اينكه اين مسائل تا چه اندازه خصوصي است دچار ترديد گرديم. ازآنجائيكه درگروه تمام اعضا داستان زندگي يكديگر را تقريباً بطور كامل ميدانندگاهي اشاره به نكاتي از زندگي خصوصي ديگران ممكن است كه حالت ناخوشاينديبخود گيرد. بدون شك در ارتباط با دوستان در برنامه و با درنظر گرفتن خصوصياتفردي آنها ما نيز بايد در طرح مسايل و گفتگو درباره رويدادها جانب احتياط رانگهداريم. بايد بخاطر داشته باشيم كه بين محرم اسرار بودن، صداقت و تبليغات كردن تفاوتبسياري است كه گاهي بهاي آن ميتواند آزرده شدن احساسات يك دوست باشد.آيا من محرم اسرار كساني كه به من اعتماد ميكنند هستم؟ خداوند مرا در اينكه يك دوست قابل اعتماد باشم ياري خواهد داد. آيا من تشخيصدادهام كه براي كسب اعتماد دوستانم بايد يك شنونده خوب باشم نه يك انتقالدهنده اخبار؟آيا من آموختهام كه اعتماد ديگران را تنها با حفظ اسرار آنها ميتوان بدست آورد؟آيا من قادرم كه بعنوان يك دوست خوب و قابل اعتما اطلاعاتي را كه با من قسمتشده با ديگران قسمت نكنم؟
«دوست خوب يك شنونده خوب است»
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست