زيباترين عاشقانه ام اين است براي تو عزيزم
بدون تو نفس كشيدن برام محاله
هـرگـز نـخـواستـم کــه بـگـویــم تــو را چـقـدر...
عـاشق شدم! چه وقـت! چـگـونـه! چـرا! چـقـدر!
هــرگــز نــخــواسـتــم کــه بـگــویــم نـگـــاه تــو،
از ابـــتــدای ســـاده ایـــن مـــاجــــرا چــــقــــدر
من راشکست،ساخت،شکست و دوباره ساخت
من را چــرا شـکـسـت، چـرا سـاخـت یـا چـقـدر!
هــرگــز نــخــواسـتـم بـه تـو عــادت کـنــم ولــی
عـــادت نــبـــود، حــســی از آن ابــتــدا چــقــدر
مــانــنــد پــیــچـکــی کــه بــپـیـچـد بـه روح مـن
ریـشـه دوانـد و سـبـز شـد و مـانـد تـا... چـقدر
تــقــدیــر را بــه نــفــع تــو تــغــیــیــر می دهـند
ایــنــجــا فــرشتــه هــا کـه بــدانــی خـدا چقدر
خـوبـسـت بــا تـــو، بــا هــمــه بــی وفــایــیــت
قـلبـم گـرفــتـه اسـت، نــپــرس از کـجا، چـقـدر!
قـلـبم گـرفـتـه اسـت ســــرم گــیــج مــی رود
هــرگــز نـخـواسـتـم کــه بـدانـی تــو را چـقدر...
عاشق شدن هنر نیست ،
عاشق ماندن هنر است .
آیا خودت با وفا هستی که انتظار وفا داری ؟.
عشق آن است که هرگز نگوید متاسفم
اینجا که سنگ روی سنگ بند نمیشود... من سنگ تورا به سینه میزنم...
[font]شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این شقایق با نگاهی سرد پر پر می شود[/font]
[font][font]قلب من در هر زمان خواهان توست[/font][/font]
[font][font]این دو چشم عاشقم مهمان توست
گرچه لبریز از غمی درمانده ای
این نگاهم در پی در مان توست
در میان ظلمت شبهای غم
چلچراغ قلب من چشمان توست
در کنارم لحظهاای آسوده باش
همدم دستان من داستان توست[/font][/font]
سراغت را[align=justify]از “قاصدک” که می گیرم[align=justify]تابی خورده و در دل ابرها” گم می شود[align=justify]غصه ام می گیرد[align=justify]می دانم![align=justify]شرم دارد از اینکه،[align=justify]خبر دهد،[align=justify]رفتنت” همیشگی بود”.