انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: عاشقانه زيبا
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
اعتراف میکنم.......
ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ ... !!!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ......
ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ.....!؟
ﻭ.....
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ...
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ.......
ﻭ ......
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ...
آدمهایی که امروز دستت را می گیرند.....
و.....
فردا به پرتگاه بلا هول می دهند ...
میترسم..
از عشق تو من مرغم باور نداری قدقد

از عشق تو من مرغم باور نداری قدقد
آنقدر از حادثه پرم که وقتی به خانه می رسم ،

تلویزیون لم می دهد روی کاناپه تا مرا تماشا کند !
-------------------------------------------------------
من یاد گرفته ام
“دوست داشتن دلیل نمیخواهد…
” دل میخواهد…!
ولی نمیدانم چرا
خیلی ها…
و حتی خیلی های دیگر…!
میگویند:
این روزها…
دوست داشتن
دلیل میخواهد…!!
و پشت یک سلام و لبخندی ساده…
دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده،
دنبال گودالی از تعفن میگردند!
اما
من سلام میگویم
و لبخند میزنم
و قسم میخورم
و میدانم
“عشق” همین است…
به همین سادگی…
تـنـهـایـی یـعـنـی . . .

عـاشـقـشـی . . .

ولـی حـق نـداری بـهـش نـزدیـک بـشـی !

چـون اون دیـگـه تـنـهـا نـیـسـت . .
[تصویر:  1385737865791.jpg]

چشمان ِ تو
آیه هایی آسمانـی اند
که پیامبری سر به هوا
سالهاست گمشان کرده است …
گفته بودم دوستت دارم؟
دنبال وجهی می گردم
که تمثیل تو باشد
زلالی چشم هات
بی پایانی آسمان
مهربانی دست هات
...
نوازش گندمزار
و همین چیزهای بی پایان.
نمی دانستم دلتنگیت
قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم وگرنه
از راه دیگری
جلو راهت سبز می شدم
تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری
تا دوباره
در شمایلی دیگر
عاشقت شوم.
گفته بودم دوستت دارم؟
نشسته ایم داریم نقطه بازی میکنیم
خودم و دلم را میگویم
زبان نفهم نمیفهمد قواعد بازی را
تمام خانه ها را با اسم تو پر میکند !


کآش فقط بودی ، وقتی بغـــض میکردم
بغلـم میکردی و میگفتی ، ببینــــم چِشــآتو
منـــو نیگــآ کُن
اگه گریــه کنی قهر میکنـم میرم


اینقدر “تعویض” نکن
به خدا گاهی میتوان رابطه ها را “تعمیر” کرد
حتی با یک لبخند عاشقانه . . .
دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند
کوچیکتر که بودم فکر می کردم
تنهایی یعنی وقتی که هیشکی خونه نیست . . .
من خواستم که خواب و خيال خودم شوی
رويا شوی اميد محال خودم شوی
لرزيد دستهايم و سرگيجه ام گرفت
آوردمت دليل زوال خودم شوی
يا در دلم شناور يا بر تنم روان
ماهی و ماه حوض زلال خودم شوی
هر روز بيشتر به تو نزديک می شوم
چيزی نمانده است که مال خودم شوی
حالا تو چشمهای منی ابر شو ببار
تا قطره قطره گريه به حال خودم شوی
عاشق نمی شوی سر اين شرط بسته ام
نه ... حاضرم ببازم و مال خودم شوی
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31