تو مرا یاد کنی یا نکنی...
باورت گربشود گر نشود...
حرفی نیست...اما...!!
نفسم می گیرد
درهوایی که نفسهای تو نیست!!!
بیا به رسم بچگی هایمان
خدا و خرما را برای توجیح دروغ هایمان
عوض کنیم
می پرسم:بگو به خرما دوستم داری..؟!
حالا میتوانی بدون ترس ازخدا
بگویی:«آره»
ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ ﭼﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ !
ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﻤﯿﺮ ...
ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﺐ ﮐﻨﺪ !
ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﺍﻣﺎ ...
ﺧﺪﺍ ﻧﮑﻨﺪ ﺗﻮ ﺗﺐ ﮐﻨﯽ
زندگی قشنگه اگه با تو باشه ...مرگ قشنگه اگه برای تو باشه ...دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه ..من قشنگم اگه با تو باشم ... اما تو هر جور که باشی قشنگی .
ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻨﯽ ﺗﻮ ... ﻏﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﻏﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﺍﺯﺕ ﺧﺎﻃــــــــــــــــﺮﻩ ﺩﺍﺭﻡ - ﺧﺎﻃــــــــﺮﻩ ﺩﺭﺩ ﮐﻤــــﯽ ﻧﯿﺴﺖ
اس ام اس عاشقانه
ارش نیستم که کمان به دست گیرم
اما
لحظه های با تو بودن را خوب شکار میکنم
از بین خاطراتم همیشه بیادتم
این دایرهی زرد که میخندد کنارِ عکسِ تو،
یعنی در گوشهای از این شهر
پشتِ لپتاپت نشستهای!
یعنی گوشهای از این شهر
زیباترین نقطهی جهان است...
این دایرهی زرد که میخندد
یعنی ما به هم متصلیم
حتا اگر تو هوای سرزمینی دیگر را تنفس کنی!
حتا اگر تو یک عروس دریایی باشی
در گوشهای از اقیانوس آرام
و من خرچنگی که صدفِ سنگینش را
در بسترِ اقیانوس اطلس بر دوش میکشد،
ما با آبهای جهان به هم متصلیم...
این دایرهی زرد که خاکستری میشود اما
به شبهای موشکباران پنج سالهگیام برمیگردم
وقتی جیغ میکشید آژیر قرمز
و من در ظلماتِ بیبرقی
از خواب میپریدم،
به جستجوی آغوشِ مادرم!
خاکستری که میشود این دایرهی زرد
تنها میشوم با تنهایی خود
و مزه مزه میکنم
تلخترین حقیقتِ جهان،
نبودنِ تو را
یغما گلرویی
با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو
باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر همیشه ی من ثبت می شود
این لحظه ها عزیزترین یادگار تو
تا دست هیچ کس نرسد تا ابد به من
می خواستم که گم بشوم در حصار تو
احساس می کنم که جدایم نموده اند
همچون شهاب سوخته ای از مدار تو
آن کوپه ی تهی منم آری که مانده ام
خالی تر از همیشه و در انتظار تو
این سوت آخر است و غریبانه می رود
تنهاترین مسافر تو از دیار تو
هر چند مثل آینه هر لحظه فاش تو
هشدار می دهد به خزانم بهار تو
اما در این زمانه عسرت مس مرا
ترسم که اشتباه بسنجد عیار تو
محمد علی بهمنی
اگريك نفررودوستداري فقط بهش بگوبه اندازه ي تمام بي وفايي هاي دنيادوستتدارم اگه اينوگفتي طرف باورش ميشه دوستش داري چون بي وفايي هاي دنياتمومي نداره!
ای (دل) تا کی می خواهی غرورتو بشکنی و خودتو کوچیک کنی؟
ی لبخندی زد وگفت:
تا وقتی که (عقل) از سفر برگرده...