کم مباش از درخت سایه فکن ........هرکه سنگت زند ثمر بخشش
از صدف یاددار نکته حلم ...........هرکه که برد سرت گهر بخشش.
.... ص
صد شور نهان با ما،تاب و تب جان با ما
[size=12pt]در این سر بی سامان،غمهای جهان با ما
( ش )[/size]
شاه ترکان چوپسندید وبه چاهم انداخت ......دستگیر ار نشود لطف تهمتن چکنم ..
مددی گر به چراغی نکند آتش طور ..........چاره تیر شب وادی ایمن چکنم .
..الف
آینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آئینه شکستن خطاست
حرف خ
خود که باشد که تو را بيند و عاشق نشود؟
مگرش هيچ نباشد که خريدار تو نيست
کس نديدست تو را يک نظر اندر همه عمر
که همه عمر دعاگوي و هوادار تو نيست
"س"
ظالمی را خفته دیدم نیم روز
گفتم این فتنه است خوابش برده به
وآنکه خوابش بهتر از بیداری است
آن چنان بد زندگانی مرده به
"ح "
حافظا چشمه اشراق تو جاویدانی است
تا ابد آب از این چشمه روان خواهد بود
{ و }
ژاله بر لاله فرود آمده هنگام سحر
راست بر عارض گلبوی عرق کرده یار
" ن "