انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: مشاعره
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7
سخت میترسم به حیرت انتظارم بگذرد

رفته باشم از خود آن ساعت که یارم بگذرد

غ
غم به هر جا که رود، سرزده آيد به دلم
چه کنم، خانه من بر سر راه افتادست
"ص "
صــفــائــی بــود دیــشـب بـا خـیـالـت خـلـوت مـا را

ولـــی مــن بــاز پــنــهــانــی تــرا هــم آرزو کــردم


ن
ناوک غمزه بیار و رسن زلف که من .......جنگها با دل مجروح بلاکش دارم
حافظا چون غم و شادی  جهان در گذرست......بهتر آنست که من خاطر خود خوش دارم .

ص
صراف سخن باش و سخن بیش مگو
چیزی که نپرسند تو از پیش مگو

خ
خورشيد شکفته در غدير است علي
باران بهار در کوير است علي
بر مسند عاشقي شهي بي همتاست
[size=12pt]بر ملک محمدي امير است علي

" ر "
[/size]


 
رفتم كه دهـــم شـــــرح غمش گفت خدا را[font]من خسته و شب كوته و افسانه دراز است

" و" 
[/font]
,واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما ..........با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم .

....ب
با اين عطش تا چشمه، ديگر دير خواهد شد

دريا اگر باشد دلت تبخير خواهد شد


ت
تاکي به تمناي وصال تو يگانه 
اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه 
" ص " 
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7