قطره ی اشکیم اما در درون دل نهان
گر به سوی دیده ره یابیم دریا می شویم
{ الف }
ای دل اندر بند زلفش از پريشانی منال
مرغ زيرک چون به دام افتد، تحمل بايدش
"ع "
عهد وپیمان را فلک را نیست چندان اعتبار ........عهد را با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم
من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست ........کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم
...ص..
[font]صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت[/font]
[font]قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند
حرف ط[/font]
طوطی از خاموشی آیینه می آید به حرف
مهرخاموشی به لب زن تا به دل گویا شوی
( واو )
[size=12pt]وصف تو کار واژه های لال من نیست[/size]
[size=12pt]این شعر های عاشقانه مال من نیست
" م "[/size]
مجال من همين باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گويم چون نخواهد شد
ط
طوفان گل و جوش بهار است ببينيد ...
اكنون كه جهان بر سر كار است ببينيد ...
اين آينه هايي كه نظر خيره نمايند ...
در دست كدام آينه دار است ببينيد ...