انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: دلنوشته
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46
کـــســـی که ســلــول انــفـــرادی را ســاخــت
بی شک
مـــی دانــســـتـــــــــ
ســـخــت تــــریــن کـــار انـــســـان تحمل خودش است...
می بندم این دو چشم پر آتش را / تا ننگرد درون دو چشمانش / تا داغ و پر تپش نشود قلبم / از شعله نگاه پریشانش /
می بندم این دو چشم پر آتش را / تا بگذرم ز وادی رسوایی / تا قلب خامشم نکشد فریاد /
رو می کنم به خلوت و تنهایی / ای رهروان خسته چه می جویید / در این غروب سرد ز احوالش /
باید که موج نور بیافشاند / بر سبزه زار شب زده چشمی / کاو را به خوابگاه گنه خواند /
باید که عطر بوسه خاموشش / با ناله های شوق بیامیزد / دیوانه وار عشق و هوس ریزد
/ باید شراب بوسه بیاشامد / از ساغر لبان فریبای / مستانه سر گذارد و آرامد / بر تکیه گاه سینه زیبایی /
ای آرزوی تشنه به گرد او / بیهوده تار عمر چه می بندی / روزی رسد که خسته و وامانده / بر این تلاش بیهوده می خندی /
آتش زنم به خرمن امیدت / با شعله حسرت و ناکامی / ای قلب فتنه جوی گنه کرده / شاید دمی ز فتنه بیارامی /
می بندمت به بند گران غم / تا سوی او دگر نکنی پرواز /
نگران نباش عشق من..
يارانه ام رابه حسابم ريخته اند!
من آنقدرثروتمندشده ام که مى توانم
توراتاهرکجاکه بخواهى برسانم...
راستى هنوزهم اهل"پياده روى"هستى؟؟؟
امروز تنهایم را دیدم
انجا که تو در میان جمع قهقهه میزدی
حال عجیبی بود
حیف نگاهم را ندیدی
که چه بی تاب و گوشه گیر تو را میجست.
اری امروز تنهایم را دیدم
انجا که نگاه تو به هر سو میرفت
حال عجیبو بدی بود
همه را دیدی و من گوشه گیر نگاه تو را میجستم
امروز تنهایم را دیدم
انجا که اشک التماس رفتن داشت
اری تنهایم را دیدم

 
سراسر سرما را ....

 همين جا مي مانم ...

 كنار تو ، و دستانت ! ....

 پاييز هم كه بشود ....

گنجشك ها ....

به فصل ديگري كوچ نمي كنند ....
ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻫﻢ ﺁﻣﺪ
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻫﻢ شست
ﻫﻮﺍ ﻫﻢ ﻋﺎﻟﯽ ﺷﺪ
ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﻫﻮﺍﯼ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺗﻮ ﭘﺲ ﺍﺳﺖ …
غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن
دلت را بتکان
اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین
بگذار همانجا بماند
فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش
قاب کن و بزن به دیوار دلت …

 

 
از روزیکه نامت ملکه ی ذهنمـــ شد،

احساســ می کنمــ جمجمه امـــ

با شکوه ترینـــ امپراتوری دنیاستـــ…
دلم کمی تو را…
 
دروغ چرا؟؟!!
 
خیلی تو را می خواهد…
[bgcolor=#FFF0F5]ﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ ﺑـﻌـﻀـﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣـﺎ ﺑـﺪﻭﻧـﻦ[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]ﮐـﻪ ﺍﮔـﺮ ﭼـﻴـﺰﯼ ﺭﻭ ﺑـﻪ ﺭﻭﺷـﻮﻥ ﻧـﻤـﻴـﺎﺭﯼ،[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]ﺍﺯ ﺳـــــــــــﺎﺩﮔـیتـــــ ﻧـﻴـــــــــﺴـﺖ ![/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]بلکه ﺩﺍﺭﯼ ﺣـﺮﻣـﺖ ﻳـﻪ ﺭﻭﺯﺍﻳـﯽ ﺭﻭ ﻧـﮕـﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯼ[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]ﮐـﻪﺍﻭﻧـــــــــﺎ ﻳـﺎﺩﺷـﻮﻥ ﺭﻓـﺘـﻪ!!![/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor]
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46