انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: دلنوشته
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46
بعضی ها هستند یه جور خاص دوست داشتنی اند . یه جور عجیب دلنشین اند .
[align=right]دست خودشان هم نیست .انگار خدا یک جور دیگر آفریده شان .
[align=right]مثلا ساعت ها کنارشان مینشینی و خسته نمیشوی .
[align=right]اصلا سیرنمی شوی از شنیدن صدایشان .
[align=right]مثلا همونایی که موقع خداحافظی یهو دلت می گیره و ته دلت میگی : کاش بیشتر میماندی
 
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﻼﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ
 
ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﮕﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺁﺳﻤﺎﻥِ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ
ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ
ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ “ﻣﺎ” ﺁﺑﯿﺴﺖ . . .

 
کاش خدا به مادران در گور خفته یک روز مرخصی میداد
وقتی که دلت از زمین و زمان می گرفت
تمام قرارهایت را لغو می کردی
 پیراهن کودکی ات را در چمدانت می انداختی و به سویش پر می گشودی
آنجا که چایی ات سرد می شود و دلت گرم خانه مادر است
دلم گپ ریز ریز استکان استکان چای با طعم گس کودکیم را می خواهدباید برای خدا نامه ای بنویسم×نسرین بهجتی ×
[تصویر:  love.jpg]
 

 
وقـتـے حـس میڪنم …
 
جایــے در ایــטּ ڪره ے خاڪے . .
 
تــو نفـس میڪشـے و مـטּ …
 
از هــماטּ نفـس هایتـــ ،،، نفـس میڪشم آرام مــی شوم !
 
 
تــو بــاش !!!
 
هـوایـتـــ ! بـویـت ! بـراے زنده مانـدنـم ڪافـــے ستـــ
[font][font]فــرامــوش ڪــردنـت بــرایـم مـثـل آب خــوردن است …[/font][/font][font][font] از همــان آبـهـایـی که خــفــه ات میــکنـد … [/font][/font][font][font]از همان هایی ڪــه بــایــد ساعـت هـا سـرفـه ڪـنـی …[/font][/font][font][font] از همــان هـایـی ڪــه بـی اختیــار اشـڪــهایـت را جـاری میـڪــند.. . [/font][/font]
[bgcolor=#FFF0F5]روزگار عجیبی ست[/bgcolor][align=center][bgcolor=#FFF0F5]آدمها[/bgcolor][align=center][bgcolor=#FFF0F5]وقتی می خواهند به تو نزدیک شوند[/bgcolor][align=center][bgcolor=#FFF0F5]دروغ می گویند[/bgcolor][align=center][bgcolor=#FFF0F5]و وقتی می خواهند بروند[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]راست می گویند ...[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]و هرگز به یاد نمی آورند[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]تمام بودنشان[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]همان دروغ اولست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]که به رویشان[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]نیاوردی ...[/bgcolor]
شما را به خدا !
نه اصلا شما را به هرآنچه که می پرستید
مثلا شما را به چشمانِ معشوقه یتان
یا
دلِ شکسته تان
یا چه می دانم هرچه !
کمی خودتان را بردارید
بتکانید !
از تمامِ این فکرهایِ بی رنگ
از این حرفهایِ تو خالیِ بی رویا
روزگار رقصنده ی دستِ خودمان است جانم !
بخواهی برایت  می رقصد
نخواهی تو را رقاصه ی تمامِ سازها و آوازهایِ خودش می کند !
دستِ رویا را بگیر
برایِ یک بار هم که شده دور شو
از شهرِ نا امیدی !
و باور کن تو با همین چهار کلام
ا م ی د
معجزه خواهی کرد !
می روند ؟
فدایِ سرت
می مانند ؟
خوش بحالِ لحظه هایشان که با تو ثبت می شود
طوفان شده ؟
قشنگترین رقص را برایِ همین روز بگذار
آنقدر زیبا حرکت کن که هرکه رد شد
بگوید :
چه طوفانِ زیبایی !
زیبا باش
و باور کن
می شود اگر بخواهی
در همین روزهایِ بی مهری
برایِ خودت
برایِ او
برایِ تمامِ کسانی که در قلبت جا دارند
رویایی ترین باشی
م ی ش و د
هر روز چیزی رو بخون که هیچکس دیگه نمیخونه؛
[align=right]به چیزی فکر کن که کس دیگه ای بهش فکر نمی کنه
[align=right]و کاری رو بکن که هیچکس جرات انجام دادنش رو نداشته باشه.
[align=right]خوب نیست که ذهنتون دائما با آدمها هم عقیده باشه.
 
نمی دانم
تو را به اندازه‌ی نفسم دوست دارم
یا نفسم را به اندازه‌ی تو!؟
نمی دانم ..
چون تو را دوست دارم نفس می کشم
یا نفس می کشم که تو را دوست بدارم!؟
نمی دانم ..
زندگی‌ام تکرار دوست داشتن توست،
یا تکرار دوست داشتن تو، زندگی ام !
تنها می دانم :
که دوست داشتنت 
لحظه، لحظه، لحظه‌ی زندگی ام را می سازد
و عشقت
ذره، ذره، ذره ی وجودم را !
"عادل دانتیسم"
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46