تو میروی …
اما بدان چیزی عوض نمی شود
پای ما تا ابد گیر است …
من و تو
شریک جرم یک مشت خاطره ایم …
حال آدم خراب پرسیدن ندارد
اما …
دستانش گرفتن دارد
•
[bgcolor=#ccffcc]آنگاه که تسلیم آغوشت می شوم[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]جغرافیایی خلق می شود[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]به نام آرامش...[/bgcolor]
اری اینچنین بود برادر
حرفهایم ناتمام ماند
نشد یه قصری بسازم....
دعا میکنم برایت....
خدانگهدار
اگر میخواهی حالت همیشه خوب بهشه ، حالت را به حال دیگران گره نزن....
خیالت راحت ...
تو که خوب باشی دیگران هم حالشون خوب هست ...
دوست داری بدونی چقدر برای دیگران مهم و عزیز هستی ؟
کافیست چند روزی سراغشان را نگیری ، نه اینکه خودت را لوس کنی ... نه ، هرگز...
فقط چند روز وظیفه سراغ گرفتن از خال دیگران را فراموش کن ...
در این صورت ، یا دلتگ میشوند ، یا فراموشت میکنند .
اگر دلتنگ و نگرانت شدند قدرشان را بدان و به هر قیمتی شده آنها را کنار خودت داشته باش ...
و اگر فراموشت کردند به راحتی فراموششان کن ...
اینان همانهایی بودند که ترس را به تو اموختند ..!!! ترس از تنهایی و عدم توجه و تایید ..
آنها بابت نوازش های روحی که تو را میکنند ، بهایش را نقد از تو طلب میکنند . گویا همیشه به انها بدهکاری ...
و این ترس در ناخوداگاهت تو را مجبور میکند تا همیشه راضی شان نگه داری ..
همیشه پروانه بودن برای دیگران ، نشانه ی عقل و انسانیت نیست ....
دلهای ما که بهم نزدیک باشد،
دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم;
دور باش اما نزدیک...
من از نزدیک بودنهای دور می ترسم...
تمام گوشه های
جهان
را بگردم
جیگر گوشه ام
تویی........