بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند !
اما از چشـــــم هایشان معلوم است که
اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته…
سهم من كجاست ؟ ....
كجا بايد قدم بگذارم كه كسي را له نكنم ؟....
كجا بايد دل ببندم كه دير نكرده باشم ؟ ....
كجاي اين زمين خاكي كوله بارم را پايين بگذارم كه توقف ممنوع نباشد ؟ ...
بگو كجا خستگي هايم را به در كنم ، كه كسي نگويد : ببخشيد اينجا جاي من است ...!!
پرنده هایی که روی شاخه نشسته اند هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند...زیرا اعتماد آنها ب شاخه ها نیست بلکه ب بالهایشان است...همیشه ب خودت اعتماد داشته باش، خودت را باور کن...سعی کن استاد تغییر باشی نه قربانی تقدیر... در زندگیت ب کسی اعتماد کن که بهش ایمان داری نه احساس...و هرگز بخاطر مردم تغییر نکن! این جماعت هر روز تو را جور دیگری می خواهند...مردم شهری که همه در آن می لنگند، ب کسی که راست راه می رود می خندند!!
درویش کوچه های تنهاییم ، کاسه گدایی مرا ، سکه ی نگاه توکافیست